همچنان که خورشید گرم در دشتها و مزارع سرزمین کهن فلسطین رو به غروب میرفت، چوپانان گوسفندها را پیش انداخته و سلانهسلانه بهسمت روستاهای خویش بازمیگشتند و کشاورزان درحالیکه داس را به کمر آویخته بودند، بقچۀ خالی از ناهار را بر دوش بسته، آرامآرام و پاکِشان، بهسوی خانههای خویش رهسپار بودند که ناگهان رسیدند به یک ایست و بازرسی نو، طوری که میلههای آن از نویی برق میزد و رنگ آبی اتاقک و سیمهای خاردار، چشمان هر بینندهای را مجذوب مینمود. کشاورزان هرچه به مغز خود فشار آوردند، یادشان نیامد که صبح، این ایست بازرسی را اینجا دیده باشند. چوپانها هم همینطور.
اما بالاخره چیزی بود که پیدا شده بود و حالا چند نظامی مسلح و یکیدو نفر کتوشلوارپوش بازهم مسلح، آنجا ایستاده بودند و از کشاورزان برگ تردد میخواستند. طبیعتاً نه کشاورزان و نه چوپانها هیچ برگی نداشتند و خب! متأسفانه کشته شدند و گوسفندها و سایر اموال و زمینهایشان بهعنوان جریمۀ نداشتن برگ تردد، توسط یهودیان مصادره شد.
تا آنجایی که ما گردیدهایم، پس از هفتاد، هشتاد سال اشغال، تجاوز، نسل کشی، کودک کشی، خونریزی، جنایت و ظلم واضح، تاکنون هیچ کتاب مرتبی دربارۀ تاریخ اشغال فلسطین اشغالی توسط اشغالگران رژیم صهیونیستی، تدوین و منتشر نشده است که از صفر تا صد آن را در بر داشته باشد.
حداقل در زبان فارسی که اینطوری است. از آن بدتر اینکه هیچ کتاب طنزی هم در این حوزه وجود ندارد.
از نیل تا همهش اولین کتاب طنز در این حوزه است که با مستندات تاریخی منتشر شده است.