شخصیت/شخصیتهای رمان کوتاه «آپارتمان پنجسویم» نوشتهی «مینه سوئوت»، ترجمهی «مژده الفت» با هم مشترک دارند، از یک نقطه شروع میشود: دوست دارند عشق بورزند و مهر بگیرند، اما بلد نیستند.
در خیابانی که آپارتمان پنج سویم در آن واقع شده، اتفاقهای عجیبی میافتد. در این آپارتمان پنج نفر از پشت پنج پنجره و با پنج پرده، داستان زندگی خود را میگویند، داستان خوابها و خیالها و کارهایی که معلوم نیست واقعاً انجام دادهاند، یا فکر میکنند انجام دادهاند، یا آرزو میکنند انجام دهند. جن و پریها هم در این جهان ذهنی/واقعی میآیند و میروند و گاهی ماجرا بیش از این
رفتوآمدهاست.
دکتر صمیمی، روانپزشک، کسی که از کودکی بیمهری دیده و مادرش رهایش کرده، از یک روز رؤیاهایی تسخیرشده میبیند، جن و پری دست از سرش برنمیدارند. اولش سرگرمکننده است، کمی بعد انگار که از کنترل خارج میشود.
در هر طبقه از آپارتمان، دکتر صمیمی بیماری با سبقه و تاریخچهای کمابیش مشابه، با گرایش به خشونت و افکار ناآرام و حتی تمایل به قتل را بستری میکند. هر بخش از کتاب، دربارۀ یکی از این پنج بیمار است، مؤنت و مذکر.
هر کدام انگار راوی اولشخصِ زندگی خود میشوند و از پسِ هر کدام از این بخشها، تکهای از دفتر خاطرات دکتر صمیمی را میخوانیم. شاید کمابیش اوج خردهروایتها با هم منطبق باشد، شاید بشود احساس کرد انفجاری در راه است، شاید از پشت پیچِ بعدی داستان خطری کمین کرده باشد.
«آپارتمان پنج سویم» نخستین بار در سال 2003 منتشر شد، نخستین رمان نویسندۀ ترک، مینه سوئوت. سوئوت امروز به نویسندهای مهم و جریانساز در ادبیات معاصر ترکیه تبدیل شده است.