این کتاب حاصل تحقیقات محمدرضا سرشار در متون معتبر تاریخی مرتبط با زندگی و سیره پیامبر اسلام (ص)، در قالب داستانی و به لحنی شاعرانه است.
این اثر، پس از چاپ به صورت کتاب در دو قالب ویژه نوجوانان و بزرگسالان موفق به دریافت جوایز معتبری از سوی جشنوارههای کشوری قرار گرفت. که از آن جمله میتوان به عنوان اثر برگزیده دومین جشنواره قصههای قرآنی، پیامبران و ائمه» (مربوط به بررسی کتابهای ده سال سالهای ۱۳۷۴تا ۱۳۸۴) برای آن اشاره کرد. در کتاب «آنک آن یتیم نظر کرده» گرچه نویسنده در پرداخت به سیره و زندگی حضرت محمد(ص) به منابع تاریخی استناد کرده ،اما بهرهگیری وی از تخیل در پرداخت احوال روانی شخصیتهای فرعی و توصیف مکانها و اشیاء،نیز به وضوح مشهود است.
گویی جشنی سراسری بود؛ که هیچکس و هیچ چیز را توانِ بر هم زدنِ آن نبود. سیماها از شادی میدرخشیدند؛ و لبخندهای انباشته مهر، دمی از لبها دور نمیشد. گرمایِ میانه تابستان و تابشِ خورشید نیمروزی و شُره کردن عرق از سر و رو و تنها نیز انگار بدیشان کمترین رنجی نمیرسانید. اینک مردم بیچاره، چندان پیرامون پیامبر و شتر وی را گرفته بودند که همراهانش را از وی جداساخته و پسِپشت نهاده بودند. چون به کوی جهنه رسیدند، از فراز دیواری، صدای سالخورده زنی برخاست که میخواند: محمد بهترین مردان و گرامیترین آفریده آفریدگار است.