این کتاب حاصل تحقیقات محمدرضا سرشار در متون معتبر تاریخی مرتبط با زندگی و سیره پیامبر اسلام (ص)، در قالب داستانی و به لحنی شاعرانه است.
این اثر، پس از چاپ به صورت کتاب در دو قالب ویژه نوجوانان و بزرگسالان موفق به دریافت جوایز معتبری از سوی جشنوارههای کشوری قرار گرفت. که از آن جمله میتوان به عنوان اثر برگزیده دومین جشنواره قصههای قرآنی، پیامبران و ائمه» (مربوط به بررسی کتابهای ده سال سالهای ۱۳۷۴تا ۱۳۸۴) برای آن اشاره کرد
شب، در از شبی بود آن شب هر لحظه ساعتی خورشید انگار در چاه خاور غرقگشته و در آنجا مانده بود و سر بر دمیدن نداشت گاه تب میآمد و چونان کورهای سرخ، تن رنجور آمنه را میگداخت؛ و عرق، همچون جویهایی باریک از آب، از روزنههای تن او به در میجست. در این حال نفسش به شماره میافتاد؛ چندان که میپنداشت هوایی برای تنفس نیست. آنگاه روانداز را به یک سو میافکند و میکوشید تا از جای برخیزد و خویشتن را به بیرون رساند لیک دستان و پاهایش آن توان را نداشتند که در این خواسته بدو یاری رسانند. پس تا کودکش و برکه بیدار نشوند ناتوان از هر کارافتاده بر بستر لب به دندان میگزید و بیصدایی گریست.