شاه که دوست داشت بزرگترین شکم و سبیل و کلاه را داشته باشد وقتی هوس داشتن بزرگترین قصر به سرش افتاد و دستور داد مالیاتها چند برابر شود فکر نمیکرد با نفرین ننه قمر، یک کک کوچک، قصر بزرگش را خراب کند. داستان کک بهلول را بخوانید تا بدانید ماجرا از چه قرار است.