کودک و توفان، تشویشها و اضطرابهای درونی یک کودک را نشان میدهد که به طور اتفاقی از کودتای نوژه مطلع میشود.
از آنجایی که مهمانیها و جلسات طرحریزی کودتا در منزل آنها برگزار میشود و پدرش هم یکی از کودتاچیان است، کودک که صحبتهای ساواکیها را شنیده، نمیتواند از فکر کشتار آدمها و به قهقرا رفتن پدرش بیرون بیاید. مدام کابوس میبیند و امتحانهایش را خراب میکند تا اینکه فکری به ذهنش خطور میکند و او را از اضطرابهایش میرهاند.