در جلد سوم، «مهمانی بزرگِ معارفه» سرنوشت آتاناسیا را به لبه میبرد: دوک آلفئوس و جِنت میدان را داغ میکنند، کلود زیر نگاهِ همه قرار میگیرد، و آتی میان بیمِ روایتِ اصلی و امیدِ پیوند با پدر قدم برمیدارد—شبی باشکوه که میتواند همهچیز را دگرگون کند.