راوی:
کلاغی بود که غم نداشت
هیچی تو دنیا کم نداشت
رو شاخهها، لونهای داشت
جوجهی دُردونهای داشت
جوجهکلاغ یهدونه بود
اما پر از بهونه بود
مامانکلاغ میخواست که با جوجهجون
کجا بره؟ خونهی همسایهشون
خونهی همسایه چی بود؟ عروسی
خنده و رقص و شادی و روبوسی
مامانکلاغ:
پاشو بریم خوشحال و شاد
داره عروس خانم میاد
جوجهکلاغ:
پس کو؟ کجاست پیرهن نو
من نمیام خودت برو
کتاب «میشه کنارتون باشم؟» مجموعهای از نمایشنامههای کوتاه و شعرگونه برای کودکان است که با زبانی ساده و دلنشین، مفهومهایی مثل همدلی، همکاری، پذیرش، صبر و دوستی را منتقل میکند. در هر نمایشنامه چند شخصیت دوستداشتنی در موقعیتی فانتزی با هم گفتوگو میکنند و در جستوجوی همراهی یا رسیدن به یک هدف ساده، یاد میگیرند چطور کنار هم باشند. این ساختار گفتوگومحور باعث میشود متن هم برای بلندخوانی مناسب باشد، هم برای اجرای نمایشی کودکان.