من قاتل زنم نیستم” رمانی اجتماعی و تأثیرگذار به قلم مژگان مهربانیفر است که با نگاهی قوی به پیچیدگیهای اجتماعی امروز منتشر شده است. این کتاب در ژانر اجتماعی روایت میشود و میکوشد نشان دهد چگونه برخی رسانهها و نیروهای بیرونی از زنان و تصویر آنان بهرهبرداری سیاسی و تبلیغاتی میکنند و به نوعی هویت حقیقی زن را مخدوش مینمایند.
داستان این اثر در قالب یک روایت اقلیمی اما با نگاه جهانشهری شکل گرفته است؛ قصهای که در آن شخصیتهایی واقعی و ملموس از جامعه امروز بین سنت و مدرنیته قرار دارند و در مواجهه با انتخابهای اخلاقی و اجتماعی دست به تصمیمگیریهایی سرنوشتساز میزنند.
در این داستان، برخی شخصیتها مانند اردشیر، ستاره و طالب نمایانگر نگاه سطحی، منفعتطلبانه و بیرحم به جامعه هستند، در حالی که دیگر شخصیتها مانند حاج محمود، شیخ حسین و سید جواد نمایانگر بصیرت، روشنگری و پختگی اخلاقیاند. دو شخصیت اصلی داستان فرهاد و ایلدخت نیز در میانه این دو جریان قرار میگیرند و خواننده را به سفری پرچالش و تأملبرانگیز دعوت میکنند.