از وقتی غول سنگی از خواب بیدار شده آب خوش از گلوی اهالی روستای ما پایین نرفته. غول سنگی تمام گوسفندها و مرغ خروسهای ما را میخورد. ما هم که دیدیم همینطوری نمیشود دست روی دست گذاشت فکرهایمان را روی هم ریختیم تا حق این غول زورگو را کف دستش بگذاریم. بالاخره از قدیم گفتهاند سه تا کله بهتر از یک کله است.