قرار نیست هاپول دست از خیالاتش بردارد. این بار فکر میکند یک کفاش است و میخواهد کفش کهنهای را تعمیر کند. لطفا کتاب خواب کفش را بردارید و به هاپول بگویید که باید از گله مواظبت کند!