مدرسۀ «مهندس» دقیقاً همون مدرسه رویاییه که همهمون توی بچگی آرزو میکردیم توش درس بخونیم. اینجا هر روز مثل آفتابپرست تغییر رنگ و شکل میده تا هیچ بچهای از درس خوندن خمیازه نکشه. انگار طراحش پیش خودش فکر کرده: «حوصلهسربری ممنوع!»
توی این مدرسه بچهها فقط ریاضی و املا یاد نمیگیرن؛ اینجا جادوگرهای خفن پرورش داده میشن! همونایی که با یه ورد کوچولو، یه ذره تخیل، و یهخرده بازیگوشی، کل دنیا رو میتونن تکون بدن.
خانم دماغقرمز، مدیر مدرسه، از اون آدمای جدیه که از قیافهش فکر میکنی الان قراره یه داد حسابی سرم بکشه، ولی در اصل یه قلب مهربون صاف داره؛ صاف به اندازه پنجرههای مدرسه! اونقدری به شاگرداش اعتماد داره که مأموریتهای بزرگ و بعضاً خیلی خطرناک میذاره جلوی پاشون؛ همون مأموریتهایی که اگه بخوای ازشون حرف بزنی، کل داستان لو میره و نویسنده منو میکشه!
📌حیف نیست دیدن یه مدرسه متفاوت و جادویی رو از دست بدی؟ مدرسهای که هر روز یه شکل جدید داره.
📌اگه داستانهای جادویی مثل هریپاتر رو دوس داری این یه ورژن بانمکتره که نباید از دستش بدی.
📌اگه دنبال یه کتابی هستی که هم بخندی، هم جادو یاد بگیری، هم دلت نخواد بذاریش زمین… این همونه!
📌«جغله جادوگر جنجالی» از اون کتابهاست که بعد از خوندنش میگی: کاش مدرسۀ منم اینجوری بود!