هرجای شکرستان الاغ رمضون را دیدید راهتان را کج کنید از یک راه دیگر بروید. بالاخره اسمش با خودش است؛ الاغ است دیگر. یک دفعه دیدید پایش شکست و سوار فرغون شد و ناگهان در خیابان با شما تصادف کرد. بعد حالا الاغ بیاورید و باقالی بار کنید.
باید سه ماه خرج رمضون و برادرهایش را بدهید تازه اگر افسرده نشوند و هوس مسافرت به سرشان نزند. وگرنه موتورتان هم نابود میشود. راستی اینها که گفتم چه ربطی به الاغ رمضون داشت؟