مریکال دختر چهارده سالهایست که به پدر در بستر مرگش قول میدهد از خواهران و برادرانش در نبود پدر مراقبت کند. او مشکلات را یکییکی از سر راهش کنار میزند اما رفتهرفته متوجه میشود قولهایی که داده از توان او بیشترند و سرزمینشان، جایی که زنبقها میشکفند، میتواند ظالم و غیر بخشنده نیز باشد.