آن خال مجموعهای از شش داستان کوتاه است که نویسنده سعی میکند در خلال آنها، مضامین تربیتی و اخلاقی را با ظرافت تمام و به طور غیر مستقیم بیان کند. داستانها از تصویرسازی سرشارند، به طوری که با خواندن داستانگویی به تماشای فیلم کوتاه نشستهاید.
نویسنده در تعدادی از داستانها تلاش میکند برای پیشبرد داستانش، از نماد بهره بگیرد و به محتوا عینیت ببخشد. مثلا در اولین داستان این مجموعه، آن خال، خال گوشه لب غلام را میتوان اینگونه تعبیر کرد شاید در وجود کسی که فکر میکنیم، آدم بدی است هنوز به اندازهی یک خال خوبی و زیبایی وجود داشته باشد و همین باعث بازگشت او به سمت خوبی و توبه کردن است.