دست خود را پیاله کرد و مشتی آب خنک به صورت پاشید، اما لحظهای طول نکشید که آن خنکی به داغی بدل شد. چند بار این کار را تکرار کرد. خود را عقب کشید و به درخت کنار برکه تکیه داد. قطرههای آب روی گونه سرخش سُر میخوردند…
حس پرندهای را داشت که طعمه شده بود! مدام با خود میگفت:
«کاش هیچوقت پایم به بغداد و آن قصر نفرینشده نمیرسید! کاش هیچوقت تیر و کمان به دست نمیگرفتم!…»
ماجرا از زندگی دختری به نام تلما آغاز میشود؛ کنیزی در قصر هارونالرشید، خلیفه عباسی. او مهارتی بینظیر در تیراندازی دارد، اما این استعداد نهتنها او را از بند اسارت رها نمیکند، بلکه او را وارد مسابقهای سرنوشتساز میکند که آیندهاش را بهطور کامل دگرگون خواهد کرد.
«آخرین مسابقه» روایتی پرکشش از تاریخ و درامی ماجراجویانه است که مفاهیمی همچون عدالت، آزادی و انسانیت را به زیبایی در دل داستانی جذاب روایت میکند.