سالها گذشته از جنگ تحمیلی ایران و عراق اما همچنان یاد آن سالها و خاطرات و آسیبهایش همراه ماست. شهدایی که هنوز پیکرشان مفقود است، جانبازانی که طی این سالها زندگی سختی داشتهاند و روزبهروز بر سختیهایشان افزوده میشود، رنج حاصل از جنگ و عوامل دیگری از این دست، باعث میشود آن هشت سال از یادها نرود و بخش مهمی از ادبیات را به خودش اختصاص دهد.
نویسندگانی که علاقمند به نوشتن رمان و داستان کوتاه در این حوزه هستند پرتوان ظاهر شدهاند و آثار ادبی قابل اعتنایی نیز تولید میکنند.
فاطمه بختیاری نیز در اثر جدیدش که داستان بلندی است با عنوان « آتیش پاره » پا به این حوزه گذاشته است. آتیش پاره که برای گروه سنی نوجوان نوشته شده داستان دختری باهوش و جسور به نام زهراست که کارش نامه نوشتن است و دغدغۀ فکری پیرزنی به نام مشطلعت را وسیلهای قرار داده تا به هدفش برسد.
جعفر از کسانیست که سالها در جبهه بودهاند و اسباب سربلندی روستا. او چند باری مجروح میشود و مشطلعت را دغدغهمندتر از پیش میکند. در این میان زهرا نیز با دقت و هوشمندی به خواستهاش میرسد…