آمادهاید که به یک مدرسهی باحال و متفاوت وارد شوید؟ مجموعهی ضربالمثلهای زنده مثل یک مدرسه است، اما نه یک مدرسهی معمولی! اینجا حیوانات به ما درس میدهند و مطمئن باشید که هیچکدام از این درسها بیمزه نیستند!
قبل از ورود به این مدرسه، یادتان باشد که با جملات کوبنده و برندهای روبرو خواهید شد. مثلاً اگر کسی بخواهد به شما بگوید که جلوی داناتر از خودتان خودنمایی نکنید، به شما میگوید: «سگ کوچک، نزد سگ بزرگ عوعو نمیکند.» یعنی بهتر است در جمعهای بزرگ، حساب کار خودتان را داشته باشید!
و اگر بخواهند به فرد تنبلی انتقاد کند، میگوید: «به اندازه گوساله هم نیست که خودش میرود و آب میخورد.» یعنی حتی گوساله هم از آن فرد بیشتر زحمت میکشد!
خلاصه اینکه، این حیوانات هیچ شوخی با کسی ندارند و درسهایشان را به واضحترین شکل ممکن میدهند و میروند…
کتاب «توبه ی گرگ مرگ است به جز اسب و مار و مرغ!» یکی از کتابهای «مجموعه ضربالمثلهای زنده» است که توسط غلامرضا حیدری ابهری نوشته شده و سام سلماسی تصویرگری کرده. این کتاب پر از ضربالمثلهای جالب درباره گرگها، مارها، اسبها و مرغهاست و شما رو با پند و اندرزهای آموزنده آشنا میکنه. اثر توسط نشر مهرک منتشر شده و ضربالمثلها به همراه تصاویر خندهدارش به راحتی با شما ارتباط برقرار میکنه.
اگه فکر میکنید که گرگها فقط توی قصهها بدجنس هستند، حتماً باید این کتاب رو بخونید! در «توبه ی گرگ مرگ است به جز اسب و مار و مرغ!»، با ضربالمثلهای جالبی درباره گرگها، مارها، اسبها و مرغها آشنا میشید. واقعاً گرگها توانایی توبه کردن دارند؟ این جلد به شما نشون میده که هر حیوان میتونه یه حکایت باحال و آموزنده داشته باشه.
با تفسیرهای خلاقانه از معنی هر ضربالمثل و مثالهای مشابه، شما رو به دنیای شگفتانگیز ضربالمثلها میبره و یادآوری میکنه که حتی توی دنیای حیوانات هم کلی حکمت و نکتههای جالب وجود داره. تصاویر این کتاب، طنزآمیزن و کمک میکنند تا معانی ضربالمثلها رو بهتر بفهمید. این کتاب واقعاً یه سفر باحال به دنیای ضربالمثلهاست!
کتاب «شتر دیدی، ندیدی! حتی خر و گربه» نوشته غلامرضا حیدری ابهری و با تصویرگری سام سلماسی، جلد سوم مجموعهی باحال ضربالمثلهای زنده است!
این کتاب به بررسی ضربالمثلهای بامزهای دربارهی خر، شتر و گربه پرداخته. یعنی شما میتونید بفهمید که هر کدوم از این موجودات چطور میتونن توی زندگی به شما درس بدند…
قدیمیها یه جور دیگه به دنیا نگاه میکردن، انگار که عینکهای مخصوص فلسفی زده بودن! هر چیزی که میدیدن، میشد یه درس زندگی. مثل اینکه میدونستن خر و شتر فقط برای باربری و شخم زدن نیستن، بلکه از رفتارهاشون هم میشه کلی عبرت گرفت!
مثلاً فهمیدن که «اگر خر نباشی، خران لگدت میزنند» یعنی باید توی زندگی یه کم زرنگ باشی، وگرنه بقیه حقتو میزنن زیر پا! از شترها هم یاد گرفتن که «بادی که شتر را ببرد، بز را به آسمان خواهد برد» یعنی اگر ثروتمندها با مشکلات مواجه بشن، بیچارهها دیگه باید برن توی غار قایم بشن!
حالا بگید، «سگ سیلی میخورد، گربه تپانچه» چه درسی از زندگی گربهها به ما میده؟! شاید یعنی وقتی اوضاع خراب میشه، گربهها همیشه یه راهی برای فرار دارن! یا شاید هم به ما یاد میده که همیشه باید آماده باشیم، چون هیچوقت نمیدونیم کی یه تپانچه به ما میخوره! که هیچ کدوم درست نیست…
پس بیاید با هم توی این دنیای عجیب و غریب، از هر حیوانی یه درس بگیریم…