در مرکز شهر جایی برای سوزن انداختن نیست. همه آمدهاند تا از خبرهای تازه اطلاع پیدا کنند. نگرانی و اضطراب در چهرهها دیده میشود؛ نگران از جان خود و نزدیکان، و مضطرب از خطر نابودی شهر…
داستان با حمله ملخ های مهاجم به مزارع اطراف آغاز می شود و ساکنان جوانه را در ترس و اضطراب فرو می برد…
این کتاب، شما را به دنیایی پر از رنگ و طعم می برد و به شما یاد می دهد که چگونه با چالش ها روبرو شوید و از زندگی لذت ببرید.