تا 65 درصد تخفیف ویژه مهرماه با خرید از درگاه زیبال
بوکلند
کتاب ماه زده

کتاب ماه زده

۹۹۵٫۰۰۰
۲۵٪
۷۴۶٫۰۰۰
افزودن به سبد خرید
۲۵٪
۹۹۵٫۰۰۰
۷۴۶٫۰۰۰
افزودن به سبد خرید

این داستان مربوط به سربازی به نام «صفرعلی» است درسال های پس از جنگ در دشت شلمچه و ندایی که صفرعلی از نیزاری در آن دشت می شنود.« ندای العطش».به مرور مشخص می شود که یک سری جنازه مربوط به شهدای زمان جنگ در این نیزار اس.

‌‌‌‌‌‌‌‌‌

شخصیت محوری داستان همین «صفرعلی» است که دل پاکی دارد و به همین دلیل خیلی از چیزها را می بیند.
زاویه دید در داستان هم جمع سربازانی است که در مقر شلمچه هستند و داستان را روایت می کنند.

‌

بریده‌ای از کتاب ماه زده

ما هرچه گوش تیز میکردیم بلکه چیزی بشنویم نمی شنیدیم صدایی نبود مگر صدای خش خش نیزار یا وزوز پشه کورها گاه کم بادی بلند میشد یا نسیمی می وزید از نهر بوی گل تازه ونی ترک خورده می آمد. گاه نیمه های شب...