این رمان، بازتابی از واقعیت های اجتماعی روز است؛ روایتی از مشکلات نظام داری کشور و فساد آن، تحریم ها و آقازاده های منفعت طلب، طلاق و روابط پیچیده ی انسانی در جامعه ای آلوده به معیارهایی مادی گرایانه. همه ی شخصیت ها خاکستری هستند؛ خوب یا بد مطلق نداریم.
این رمان، روایت زندگی مدیر رسانه ای است که ناخواسته درگیر یک پرونده ی فساد اقتصادی در سطح کلان امنیت ملی می شود.
داستانی که در متن جامعه مادی گرای امروز و در ارتباطی نزدیک با فساد و بی قانونی موجود در نظام اداری کشور با شخصیت هایی شبیه به انسان های خاکستری و معمولی اطرافمان به وقوع می پیوندد. کیان مردی است اهل رسانه که ناخواسته گرفتار فساد موجود می شود، مردی با عقاید مذهبی که با وجود داشتن همسر و فرزند از جانب زنی به او درخواست ازدواج داده می شود.