سطوح نابرابری در جهانِ امروز بههیچوجه با گذشته قابلمقایسه نیست. اختلاف و فاصلهی میان ثروتمند و فقیر دارای پیامدهایی بسیار فراتر از مسائل صرفاً مالیست. در کتاب «نردبان شکسته» کیت پینِ روانشناس به بررسیِ این مسئله میپردازد که چگونه نابرابری نهتنها ما را از لحاظ اقتصادی از هم جدا میکند، بلکه پیامدهای عمیقی در طرز فکر، نحوهی واکنش به استرس، عملکرد سیستم ایمنی بدن و حتا نگرش به مفاهیم اخلاقی چون عدالت و انصاف دارد.
بیشازحد در زمان حال زندگیکردنْ تجربهٔ مشترکِ همهٔ کسانیست که در فقر بزرگ شدهاند.
«گداها به میلیونرها حسادت نمیکنند، هرچند به گداهای دیگری که موفقترند غبطه میخورند.»
درست همانطور که مردم اغلب نابرابری را با فقر اشتباه میگیرند، غالباً هدفِ کاهشِ نابرابری را با هدف تقویت رشد اقتصادی اشتباه میگیرند.
پول، قدرت و تحسینِ دیگران درست بهاندازهٔ غذا برای بسیاری از ما مقاومتناپذیر به نظر میرسند. شاید فروتنان سرانجام میراثدار زمین باشند، اما متکبران تاکنون در تصاحب آن قدرتمندانهتر عمل کردهاند.
فقر با نابرابریِ اقتصادی بسیار متفاوت است. فقر به آنچه شخص دارد یا ندارد مربوط است، درحالیکه نابرابری نحوهٔ توزیعِ پول را توصیف و فاصلهٔ میان دارا و ندار را ترسیم میکند.
وقتی افراد احساس فقیربودن میکنند، کوتهبین میشوند و هر چیزی را که بتوانند فوراً به دست بیاورند میپذیرند و آینده را نادیده میگیرند. وقتی هم احساس ثروتمندبودن میکنند، آیندهنگر میشوند.
یکی از پابرجاترین یافتهها در کل روانشناسی این است که مردم با تکیهکردن بر توقعاتشان شرایط غیرقطعی یا مبهم را معنا میکنند. هر چقدر زمان کمتری برای با دقت فکرکردن وجود داشته باشد، بیشتر به توقعاتشان تکیه میکنند.
بهطور مشهود، یکی از اصلیترین راههای اثرگذاریِ نقلمکان بر بهبود نتایج عبارت است از ایجاد خانوادهای قویتر و باثباتتر، موضوعی که درنهایت بهنفع نسل بعدی خواهد بود.
در مکانهایی که نابرابری فوقالعاده بالاست، احتمال خلاف و جرموجنایت بیشتر است. تحقیق دیگری نشان میدهد زندگی در ایالتی که درگیر نابرابریِ بالاست، احتمالِ سیگارکشیدن، پرخوری و ورزشِ کم را در میان ساکنان افزایش میدهد.