تا 65 درصد تخفیف ویژه مهرماه با خرید از درگاه زیبال
بوکلند
کتاب مردها آهسته می‌میرند

کتاب مردها آهسته می‌میرند

۱۵۵٫۰۰۰
۲۵٪
۱۱۶٫۰۰۰
افزودن به سبد خرید
۲۵٪
۱۵۵٫۰۰۰
۱۱۶٫۰۰۰
افزودن به سبد خرید

«مردها آهسته می‌میرند» مجموعه داستان‌هایی با موضوعات گوناگون از جمله عشق، جنگ و …و به قلم آرش آسترکی است.

بریده‌ای از کتاب مردها آهسته می‌میرند

عزیز می‌گفت: «رفتی سر کار جدید، هرکسی رو نمی‌شناختی به چیزی شبیهش کن، نترس. مهم اینه که تو دستت کوتاه نباشه تا برات حرف درست کنه و بگن خِنگه». خودش عادت داشت وسط اتاق می‌نشست و می‌گفت: «برو از اون بقالی خرید کن. تازه باز کرده. همون بقال سر کوچه که دهنش کجه و می‌شله». اگر می‌خواست از زن همسایه بگوید، یا اندامش را به رخ همه می‌کشید یا بلند و کوتاه بودن شوهرش را. پدر هم تنش به تنۀ عزیز خورده بود. اگر از کسی می‌گفت که نمی‌شناختی‌اش، بلند می‌گفت: «بابا همون مرتیکۀ ریغونۀ ریش‌بزی رو می‌گم». عادت کرده‌اند هروقت دلشان می‌خواهد بیایند و بروند. اداره نیست که، شده است نمایشگاه. یکی می‌خرد، یکی می‌فروشد. یکی دلالی می‌کند، یکی فسخ معامله می‌کند. هر کاری می‌کنند، جز کاری که باید بکنند. تک‌تک می‌آیند و جفت‌جفت می‌روند. مگر می‌شود شناختشان وقتی هر روز یک مدل هستند. راست می‌گفت عزیز. اگر به چیزی شبیهشان نکنی، نمی‌شناسی‌شان.