تا 65 درصد تخفیف ویژه مهرماه با خرید از درگاه زیبال
بوکلند
کتاب  شهنواز

کتاب شهنواز

۴۰۰٫۰۰۰
۲۵٪
۳۰۰٫۰۰۰
افزودن به سبد خرید
۲۵٪
۴۰۰٫۰۰۰
۳۰۰٫۰۰۰
افزودن به سبد خرید

«شهنواز» داستان تردید و رستگاری است. «رضا رسولی» در این کتاب قصۀ «شهنواز» جوانی بلوچ و اهل سنت را به تصویر می­ کشد که مهارت و تجارب خوبی در ساخت و ساز دارد، اما شرایط کاری موافق روزگار او نیست و حالا شهنواز به دنبال شغل می­ گردد. داستان از آنجایی جان می­ گیرد که به شهنواز پیشنهاد کار در عراق آن هم کمک در بازسازی عتبات می­ شود.

شهنواز نماینده بسیاری از تفکراتی است که به دلیل عدم آگاهی کامل به جریانات مذهبی و ناآشنایی با اعمال و علایق مذهبی تشیع، دچار تردید و شبهات زیادی می­ شوند. او حتی نمی­داند که نماز خواندن با دست­ های بسته در حرم امام علی(ع) برای او محدودیت نیست و در مسیر رفتن به حرم می­ فهمد که علی­ بن  ابی­طالب(ع) پدر همه مسلمانان است و اگر بد و خطاکار هم باشیم باز هم فرزند او هستیم.

شهنواز از این که برای رفو و شستشوی فرش­های حرم باید وضو می­ گرفت در تعجب بود  و هربار با هر اتفاق تازه، دنیایی ناشناخته  از آنچه که در ذهنش خطور هم نمی ­کرد کشف می­ کرد.

این قصه اهریمن هم دارد. روی دیگر سکه که همیشه سایه شومش روی قهرمانان داستان­ها گسترده شده است. اهریمنی که نزدیک بود شهنواز را همراه خود به کشور امارات ببرد ولی دست روزگار تقدیر دیگری برای شهنواز رقم زده بود و چه بسا در جایی از داستان اهریمن قصه، صورت واقعی خود را به شهنواز نشان دهد.

«شهناز» دلداده «شهنواز» نیز در این کتاب شاهد واگویه­ های درونی شهنواز است که لحظه لحظه در خیالش حضور دارد و حقیقت­ های کشف شده را در نجوای مردش می­ شنود.

«… شهنواز و چرمشیر سریع خودشان را به او رساندند و عینک را از روی صورتش برداشتند.

شهنواز چشم خبرنگار را نگاه کرد و با صدای بلند گفت:

  • شکر خدا به چشمانش آسیبی نرسیده.

  • سپس با یک دستمال پارچه­ ای شروع به پاک کردن خون از روی صورت خبرنگار کرد. شیخ از جا بلند شد و با کمک بقیه، خبرنگار را روی پیت فلزی نشاندند.»